به گزارش خبرنگار مهر، تهران، این ابرشهر پرهیاهو که گاه در غبار خاکستریِ ترافیک و هیاهوی زیستِ مدرن گم میشود، بیش از آنکه مجموعهای از سازههای بتنی و خیابانهای عریض باشد، موجودی زنده، مهماننواز و پویا است. در حالی که بسیاری از کلانشهرهای جهان، تاریخ و هویت خود را در آثار ادبی و مستندات روایی به تثبیت رساندهاند، تهران تا مدتها در قامت یک پایتخت انتزاعی یا موضوعی صرفاً تاریخی نگریسته میشد. اما کتاب «تهرانِ جان: روایتهایی از زندگی با تهران» که در خردادماه ۱۴۰۳ توسط انتشارات سوره مهر منتشر شد، گامی جسورانه برای شکستن این سکوت ادبی و بازخوانیِ هویت زیسته این شهر است. این اثر که به کوشش مهدی قزلی و مکرمه شوشتری گردآوری شده، خواننده را به سفری دعوت میکند که مقصد آن نه شناخت جغرافیای خشکِ شهر، بلکه درکِ جانِ جاری در کالبد تهران است.
تهران؛ فرزندِ قنات و بارور از رحمِ البرز
در بخشی از مقدمه کتاب میخوانیم:
قاهره و نیویورک و استانبول و داکا و سائوپولو و مکزیکوسیتی و بمبئی و اوساکا و همه آن چهل پنجاه شهرِ بزرگتر از تهران یا هم جمعیت تهران چنین هستند (رود دارند یا در کنار دریا هستند)؛ مخلوق آب در صحنه. و تهران، فرزند قنات و بارور از رحم دماوند و البرز از این جهت شهر استثنایی جهان است؛ شهری که پنهانی شکوفا شده، شهری خجالتی و مکتوم بدون رطوبت و سرشار از زندگی. چطور ممکن است؟
هر چند قناتهایش را تخریب کردند جگرش را دریدند، بر دلش زخم زدند، اطرافش را تراشیدند و آسمانش را فروختند، ولی هنوز بام و برش دیدنی، گردنه و کوهش دلپذیر و بازار و قلبش زنده است؛ این شهر بزرگ هنوز روایت نشده.
فکر کن صبح میتوانی در بازار ری زیر باد کولر شربت آبلیمو بزنی و غروب کنار بخاری در توچال املت. کدام شهر بزرگ جهان چنین است؟ قریب سه هزار متر اختلاف ارتفاع غریب نیست؟ این تازه اقلیم تهران است. این چیستی تهران است، نه کیستی اش. شهر به خاطر آدمهایش شهر میشود. تهران گرانیگاه جمهور آدمهای مهم و اجتماعات مؤثر و حوادث تاریخساز معاصر و مرکز ثقل ایران است، تهران پذیرای دوست و دشمن و میزبان همه سلیقهها بوده است. تهران ملیترین شهر ایران است. هنوز نفی بلد از تهران تنبیه و مجازات به حساب میآید. هنرمندان و نویسندگان بزرگ عموماً ساکن تهران بودهاند و حتی ارباب عمایم در قم با تهران در رفت و آمدند... و اینها همه سرنخهایی از هزاران روایت نوشته نشده و پژوهشهای صورت نگرفته است. این شهر از فرط در کنارمان بودن نکره است... .

تکثر صداها؛ چرا «تهرانِ جان» متفاوت است؟
یکی از نقاط قوت برجسته این کتاب، در ساختار انتخاب متنهای آن نهفته است. این اثر حاصل گزینش روایاتی است که در بخش «شهر» از پنجمین دوره «جایزه داستان تهران» برگزیده شدهاند. این یعنی ما با متونی روبهرو هستیم که پیش از آنکه «تحقیق» باشند، «ادبیات» هستند. ۱۵ نویسنده با پیشینههای قومیتی، اجتماعی و فرهنگی متفاوت، قلم به دست گرفتهاند تا تجربه زیستن در تهران را از دریچه نگاه خود به تصویر بکشند.
تنوع این روایتها باعث شده است که تصویر تهران در این کتاب، یکدست و تکصدا نباشد. از ارتفاعات مشرف به شهر که هوای کوهستانیاش با هوای آلوده مرکز شهر تفاوت ماهوی دارد، تا دروازه غار و محلههای فرودست، تهرانِ جان، همهجا حضور دارد. این کتاب به خوبی نشان میدهد که فاصله نزدیک به سه هزار متری بین بازار ری و قله توچال، تنها یک فاصله فیزیکی نیست؛ بلکه یک تفاوتِ اقلیمی و فرهنگی عمیق است که هر روز در زندگی تهرانیها تجربه میشود.

در بخش دیگری از این کتاب میخوانیم:
تهران نمونه کوچک ایران بود؛ نه زنی حسود و غرغرو. هوویی نبود که تاب دیدن زن و فرزندان دیگری را ندارد، دختر بزرگتر مادری به نام ایران بود؛ خواهر بزرگتر همه شهرهایش. خواهر بزرگ تر جانشین مادر است. تهران سالها بود خواهرزادههای ریز و درشتش را مهربانانه در آغوش گرفته بود. دستهایش را باز کرده و آدمهای غریب گوشه و کنار را به سینه چسبانده بود. خودش پیر شده بود؛ پیر و چروکیده و خمیده و شکسته؛ باغهایش را خشک کرده، درختهایش را یکییکی بریده، دامنه کوههایش را پشت سر هم فتح کرده و به جایش آپارتمان و برج و پاساژ ساخته بودند. خم به ابرو نیاورده بود. همه غریبههایی که شهرستانی میخواندمشان فرزندانش بودند؛ فرزندانی که رنگورخ، فکر و فرهنگ و زبان و لهجههای متفاوت داشتند. من که فرزندش بودم چرا اینها را ندیده بودم؟ شهر هویتش را از آدمها میگیرد. وجود این همه آدم با رنگها و نژادهای مختلف حکایت از دل دریایی تهران داشت.
«تهرانِ جان» برای طیف گستردهای از مخاطبان -از علاقهمندان به ادبیات داستانی و خاطرهنویسی گرفته تا جامعهشناسان شهری و پژوهشگران تاریخ فرهنگی-حائز اهمیت است. دلیل اصلی این اهمیت، «شخصیسازی» فضای شهری است. نویسندگان این کتاب به جای اینکه تهران را از پشتِ لنزِ دوربینهای خبری یا گزارشهای شهرداری روایت کنند، آن را از دریچه خاطرات شخصی، دلبستگیها، رنجها و شادیهای کوچکِ آدمهایش بازنمایی کردهاند.
این کتاب، تهران را از یک مفهوم انتزاعی به یک فضای «زیسته» تبدیل میکند. خواننده با مطالعه روایتهای این مجموعه، درمییابد که شهر به خاطر ساختمانهایش، «شهر» نمیشود، بلکه این آدمها، سلیقهها و حوادث تاریخسازِ معاصر هستند که به آن روح میبخشند. ساختار کوتاه و روایی متنها نیز این اثر را به گزینهای ایدهآل برای مطالعههای پراکنده و تأملبرانگیز تبدیل کرده است.
کتابی برای ادای دین به شهر
کوتاه سخن اینکه، «تهرانِ جان» نه تنها ادای دینی است به شهری که دهههاست در آینه ادبیات معاصر، چهرهای غبارآلود داشته، بلکه دعوتی است برای نگاهی دوباره به اطرافمان. این کتاب به ما یادآوری میکند که هنوز بخشهای زیادی از زندگیِ تهرانی، «روایتنشده» باقی مانده است. تأیید کیفیت ادبی این اثر با نویسندگانی چون آن مرضیه اعتمادی، فائضه غفار حدادی، فاطمه مرادی، سمیه حسینی رچی، احسان قائدی، زینب خزائی، اعظم بابالویی، ریحانه هاشمی، مهری رحیمزاده، امین طبسی، مهدیه رشیدی، انوشه میرمجلسی، هدا حشمتیان، فاطمه کیایی، معصومه صفاییراد، خود گواهی است بر اینکه «تهرانِ جان» فراتر از یک مجموعه خاطرات ساده، اثری است که میتواند جایگاه خود را به عنوان مرجعی برای درکِ فرهنگی تهران در سالهای آینده تثبیت کند. این کتاب دعوتی است برای شناخت «چیستی» تهران؛ شهری که باید بیش از پیش به آن اندیشید و از آن نوشت.



نظر شما